از مهم ترین مسایل مورد بررسی در حقوق مدنی مبحث عقود و تعهدات است، چرا که اصولا همه افراد در روابط شخصی واجتماعی خود با آن سروکار دارند زیرا در خریدها وفروشها، تنظیم قراردادها، معاملات وتعهدات که با یکدیگر دارند یک سری از خواسته ها ونیاز ها را به صورت شرط یا شروط در ضمن عقد می آورند وپس از این که مورد قبول آنها قرار گرفت مکلف ومتعهد به انجام آن می باشند.، اجرای تعهد ساده ترین راه برای انجام هر قرارداد است، اما این امر همیشه به آسانی ممکن نیست، گاهی بنابه دلایلی که خارج از اراده متعاقدین است، امکان اجرا، برای مدت زمان موقت یا دایم وجود نداردودر جایی که در متن عقد شروطی آورده شده باشندبنا بر ماهیت شرط که امری است مربوط به آینده که حدوث یا زوال تعهد منوط به آن است بنابراین لازم الوفا هستنداما اگر این پیمان نافذ از بین برود یعنی منحل گردد چه تاثیری می تواند بر شروط ضمن قرارداد داشته باشد، مثلا در حالتی که شرط انجام شده باشد اما عقد منحل شود از نظر قانونی تکلیف مشروط له ومشروط علیه چیست وآیا عوضی باید پرداخت گردد یا خیر؟واز آنجا که ، اسباب انحلال قرارداد چندان فراوان است که اگر در یک مجموعه جمع شوند در نخستین نگاه لزوم قراردادها را بی اعتبار نشان می دهد.با وجود این، شمار عنوان ها از اعتبار اصل نمی کاهد ونیروی الزام آور عقد را متزلزل نمی کندو به طور کلی انحلال قرارداد را به اعتبارسهمی که اراده طرفین در آن دخالت دارد، به سه گروه می توان تقسیم کرد:1-انحلال ارادی، انحلال به تراضی، انحلال قهری، که در این مقاله هریک را توضیح می دهیم وتاثیر هریک را بر شروط ضمن عقد را بیان می نماییم